فصل پنجم : بحث ونتیجه گیری
مقدمه …………………………………………………………………………………………………….
نتیجه گیری تحقیق ………………………………………………………………………………………………..
یافته های تحقیق …………………………………………………………………………………………………..
پیشنهادات تحقیق …………………………………………………………………………………………………………
محدودیت ها ، مشکلات و موانع تحقیق ……………………………………………………………………………
فهرست منابع فارسی ………………………………………………………………………………………………………….
فهرست منابع انگلیسی ……………………………………………………………………………………………………..
ضمائم
1- پرسشنامه آزمون مداد کاغذی چند جوابی سنجش خلاقیت
2- پرسشنامه ارزشیابی نگرش والدین
3- پرسشنامه ارزشیابی میزان خلاقیت دانش آموزان توسط معلمان
فهرست جداول
جدول 1-4 : توزیع فراوانی ، فراوانی نسبی پایه تحصیلی فرزندان ………………………………….
جدول 2-4 : توزیع فراوانی , فراوانی نسبی جنسیت فرزندان ……………………………………….
جدول 3-4 : توزیع فراوانی و فراوانی نسبی وضعیت رفاهی خانواده پاسخگویان ……………
جدول 4- 4 : توزیع فراوانی و فراوانی نسبی وضعیت منزل مسکونی خانواده پاسخگویان …
جدول 5- 4 : توزیع فراوانی و فراوانی نسبی نمونه آماری براساس توزیع تحصیلی پدر دانش آموزان
جدول 6- 4 : توزیع فراوانی و فراوانی نسبی نمونه آماری بر اساس توزیع تحصیلی مادران دانش آموزان …
جدول 7- 4 : توزیع فراوانی و فراوانی نسبی نمونه آماری بر اساس شغل پدران ………………………………
جدول 8- 4 : توزیع فراوانی و فراوانی نسبی نمونه آماری بر اساس شغل مادران ………………………………

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

جدول 9-4 : توزیع فراوانی و فراوانی نسبی میزان نگرش رفتار والدین نسبت به فرزندان ……………………..
جدول 10- 4 : توزیع فراوانی نسبی میزان خلاقیت کلی تورنس دانش آموزان …………………………………..
جدول 11- 4 : رابطه خلاقیت با میزان نگرش ………………………………………………………………………………
جدول 12- 4 : مقایسه میانگین میزان خلاقیت بین دختران و پسران …………………………………………..
جدول 13- 4 : مقایسه میزان خلاقیت بین پایه های تحصیلی ………………………………………………..
جدول 14- 4 : مقایسه وضعیت رفاهی خانواده ها و خلاقیت دانش آموزان ………………………………
جدول 15- 4 : مقایسه میزان خلاقیت با میزان نگرش والدین …………………………………………………….
جدول 16- 4 : مقایسه میزان همبستگی انواع نگرش والدین با خلاقیت فرزندان ……………………………
فهرست نمودارها
نمودار 1-4 : توزیع فراوانی ، فراوانی نسبی پایه تحصیلی فرزندان ………………………………….
نمودار 2-4 : توزیع فراوانی , فراوانی نسبی جنسیت فرزندان ……………………………………….
نمودار 3-4 : توزیع فراوانی و فراوانی نسبی وضعیت رفاهی خانواده پاسخگویان ……………
نمودار 4- 4 : توزیع فراوانی و فراوانی نسبی وضعیت منزل مسکونی خانواده پاسخگویان …
نمودار 5- 4 : توزیع فراوانی و فراوانی نسبی نمونه آماری براساس توزیع تحصیلی پدر دانش آموزان
نمودار 6- 4 : توزیع فراوانی و فراوانی نسبی نمونه آماری بر اساس توزیع تحصیلی مادران دانش آموزان …
نمودار 7- 4 : توزیع فراوانی و فراوانی نسبی نمونه آماری بر اساس شغل پدران ………………………………
نمودار 8- 4 : توزیع فراوانی و فراوانی نسبی نمونه آماری بر اساس شغل مادران ………………………………
نمودار 9-4 : توزیع فراوانی و فراوانی نسبی میزان نگرش رفتار والدین نسبت به فرزندان ……………………..
نمودار 10- 4 : توزیع فراوانی نسبی میزان خلاقیت کلی تورنس دانش آموزان …………………………………..

چکیده
بررسی خلاقیت دانش آموزان با نگرشهای فرزند پروری والدین در مدارس مقطع راهنمائی پسرانه و دخترانه استعدادهای درخشان شهر ارومیه
هدف اساسی از انتخاب موضوع و انجام تحقیق در زمینه خلاقیت دانش آموزان و نگرشهای فرزند پروری والدین ، دستیابی به نتایجی است که احتمالا حاکی از ارتباط برخی از عوامل بین آنهاست . فرضیه اصلی تحقیق عبارت است از ” بین نگرشهای فرزند پروری والدین و رشد خلاقیت دانش آموزان رابطه وجود دارد “. در فرضیه های فرعی ، بررسی رابطه خلاقیت با جنسیت ، پایه های تحصیلی ، متغییرهای دموگرافیک و… مد نظر بوده است . برای انجام پژوهش از روش توصیفی ( پیمایشی ) استفاده شده است. نوع نگرش فرزند پروری والدین به عنوان متغییر مستقل و میزان خلاقیت دانش آموزان به عنوان متغییر وابسته در نظر گرفته شده است . به منظور آزمون فرضیه های تحقیق ، اطلاعات مورد نیاز از طریق اجرای دو پرسشنامه به شرح زیر جمع آوری شده است.
1- آزمون زمینه یابی مداد کاغذی چند جوابی سنجش خلاقیت
2- پرسشنامه زمینه یابی ارزشیابی نگرش والدین
اجرای هر دو پرسشنامه به روش سرشماری انجام گرفته است . جامعه و نمونه آماری را 209 نفر پسر و 218 دختر ( جمعا 427 نفر ) و والدین آنها تشکیل داده است. تجزیه و تحلیل نتایج و داده ها با استفاده از روشهای آماری توصیفی و استنباطی مثل فراوانی ، میانگین ، ضریب همبستگی پیرسون ، انحراف معیار ، آزمونt ، تحلیل واریانس و… به وسیله بسته نرم افزار آماری SPSS13 صورت گرفته است . نتایج تحقیق حاکی است 6/11 % دانش آموزان خلاقیت بسیار زیاد ، 2/42 % خلاقیت زیاد ، 7/28 % خلاقیت کم و 5/17% خلاقیت بسیار کم از خود نشان دادند که 8/53% بالاتر از حد متوسط و 2/46% نیز پائین تر از حد متوسط می باشد . اکثریت والدین (5/92% ) نیز نگرش حد متوسطی به رشد خلاقیت فرزندان دارند. از نظر شیوه های فرزند پروری و میزان خلاقیت دانش آموزان رابطه آماری معنی داری بدست نیامده است (20% r= ) . یعنی والدین دیدگاههای تربیتی روشن و جهت داری که بتواند رشد قوه ابتکار و نوآوری کودکان را پشتیبانی و حمایت کند نداشته و در تربیت فرزندان گرایشات شدیدا محافظه کارانه ای دارند که احتمالا می تواند دلیلی بر تقدم و اهمیت موفقیت تحصیلی بر رشد خلاقیت باشد . ارتباط برخی از عوامل تشکیل دهنده خلاقیت با نگرشهای والدین ، جنسیت دانش آموزان ، تحصیلات و شغل والدین ، وضیت رفاهی خانواده ها و… که مربوط به فرضیه های فرعی تحقیق می باشد قابل توجه است . توزیع فراوانی میزان خلاقیت دانش آموزان نیز به ترتیب برای بسیارکم ، کم ، زیاد و بسیار زیاد 5/17 % ، 7/28% ، 2/42% و 6/16% می باشد. تفاوت معنی داری از نظر میزان خلاقیت دربین پایه های مختلف تحصیلی مشاهده نگردید. در مقام مقایسه ، میزان خلاقیت کلی و عوامل چهارگانه خلاقیت (بسط ، سیالی، ابتکار و انعطاف پذیری ) دردختران بیشتر از پسران است . در مورد متغیرهای دموگرافیک ، نتایج حاکی است : 1- خلاقیت سیالی فرزندان خانواده های مرفه کمتر است. 2 – اکثریت پدران (5/61% ) و مادران (9/47%) دانش آموزان دارای تحصیلات عالی لیسانس و بالاتر هستند. شغل اغلب مادران را خانه داری (46% ) و معلمی ( 3/25% ) و شغل اغلب پدران را کارمندی(3/38%) و آزاد( 27%) تشکیل می دهد . بنابراین نتایج آزمون ، فرضیه اصلی و فرضیه فرعی 2 تحقیق را تائید نمی کند اما فرضیه های فرعی1 و3 و 4 مورد تائید هستند .
واژه های کلیدی : خلاقیت ( سیالی ، ابتکار ، انعطاف پذیری ، بسط ) ، سبکهای فرزند پروری ( سلطه گری ، وابستگی شدید ، سهل انگاری ) نگرش ، استعدادهای درخشان
فصل اول : طرح تحقیق
– مقدمه
– بیان مسئله تحقیق
– اهمیت و ضرورت تحقیق
– اهداف تحقیق
– نمونه و جامعه آماری تحقیق
– روشهای آماری تحقیق
– فرضیه های تحقیق
– تعاریف اصطلاحات ، متغییرها و کلید واژه ها
مقدمه

ادوارد دوبونو1 ( 1992) درکتاب خلاقیت کارآمد می گوید ” هیچ چیز سودمندتر و باشکوهتر از این نیست که ایده ی جدید و ثمربخشی اهداف شما را برآورده سازد “( قاسمی ، 1376، ص 20). خلق فکر ، ایده و مفاهیم نو همواره اساس اختراعات ، اکتشافات و پیدایش راههای مناسب برای حل مسائل و مشکلات در زندگی انسان به شمار می آیند . جوامع پیشرفته و متمدن گذشته وحال پیوسته به ارزش و اهمیت این جنبه از توانائیها ی ذهنی و فکری انسان توجه نموده و در صدد تقویت آن برآمده و از این طریق به توسعه ، رفاه ، ترقی و خوشبختی نائل آمده اند. چراکه بقول ارسطو ” ابتکار یگانه عامل موثر در پیشرفت انسان به شمار می آید “(موید نیا ، 1384، ص 165). به این ترتیب ضعیف بودن فرآیند بروز خلاقیت ها در جوامع عقب مانده نیز موجب بدبختی ، فقر و فلاکت خواهد بود . در دنیای پیچیده کنونی که شاهد رقابتهای بسیار فشرده جوامع مختلف برای دستیابی به جدیدترین تکنولوژیها و منابع قدرت هستیم ، افراد تیزهوش ، خلاق و صاحبان اندیشه های نو و مبتکرانه ، همانند گرانبهاترین سرمایه ها، از جایگاه بسیار والا و ارزشمندی برخوردار هستند بطوریکه بقول توین بی2 شانس بدست آوردن خلاقیت بالقوه ، می تواند موضوع زندگی و مرگ هرجامعه ای باشد( کفایت ، 1373، ص 3). بی مبالغه می توان گفت که وجه مشخص و بارز جهان امروز ، همانا تغییر و تحول است که هیچ زمینه ای بدون تاثیر آن باقی نیست چرا که بقول هراکلیتوس در حیات چیزی پایدار نیست مگر دگرگونی. براین اساس امرسون ثبات احمقانه را زائیده مغزهای کوچک می شمارد (مویدنیا،1384،ص 164). صرف تغییر ارزش تلقی شده و عاملان تغییر نوآوران ارزشمند محسوب می شوند که دگرگونی ها را با امید به بهبودی هرچه بیشتر و بیشتر سبب می شوند از این رو هرگونه اختراع ، اکتشاف ، ابداع و ابتکار خود اشکال تحول بوده و موجب تغییرند ( غنی زاده، به نقل از سیدعباس زاده ، 1387 ، ص 1).
بدیهی است خلاقیت صرفا مشتمل بر تفکر و عملکرد ذهنی افراد خاص و عرصه های ویژه زندگی نیست بلکه تقریبا تمامی افراد اعم از دانش آموز ، دانشجو ، کارمند ، کشاورز ، خانه دار و… در مدرسه ، محیط کار و مزرعه حتی با دارا بودن حد متوسط بهره هوشی می توانند دارای عملکرد خلاقانه در زمینه های مختلف زندگی باشند . تحقیقات اخیر تورنس3 ( 1973) و پارنز ( 1963) و دیگران نشان داده است که خلاقیت در تمام فعالیتهای فردی و گروهی مشاهده شده و با شدت و ضعف بالقوه قابل پرورش ، در همه انسانها وجود دارد ( همتی ، 1387،ص 12). تورنس و تورنس ( به نقل از اونیل، عابدی و اسپیل برگر4، 1994) اشاره می کنند که طی 15 سال تجربه مطالعاتی و آموزش تفکرات خلاق ، شواهدی را یافته اند که نشان می دهند خلاقیت را می توان آموزش داد براین اساس است که طی سالهای اخیر پژوهش و ساخت آزمونهای خلاقیت رونق پیدا کرده است ( دائمی و مقیمی ، 1383).
نوآوری و خلاقیت بعنوان ویژگی شگرف انسانی نه تنها در دوران کودکی و جوانی ، بلکه درتمامی طول عمر قابل ظهور است . در واقع توانایی شخص برای خلاق و نوآور بودن ممکن است در مراحلی بصورت کمون باقی بماند اما می توان آنرا دوباره احیاء کرد ( ساعتچی ، 1371،ص 124). پس همه ما ذاتا واجد توانائی تفکر و عملکرد خلاقانه هستیم لکن به واسطه شرائط محیطی به جای آنکه راههای بروز آنرا یاد بگیریم چگونگی سرکوب آنرا فرا می گیریم یعنی می آموزیم که چگونه خلاق نباشیم ( همتی ، 1378،ص 1) چنین برخوردی با خلاقیت نیاز مسلم جوامع ، خانواده ها ، محیطهای آموزشی و کاری سنتی است . در محیطهای سنتی رویاروئی با مسائل ، مشکلات و پدیده ها ، واکنشهای قالبی و راههای تجربه و تائید شده را می طلبد( آقایی فیشانی ، 1377، ص 158) . برعکس برخی جوامع توسعه یافته فضای بسیار مساعدی برای بروز و رشد خلاقیت دارند مثلا امروزه در ایالات متحده آمریکا، خلاقیت در زمینه های علمی و تکنولوژی ، بالاترین پاداشها را دریافت می دارد( کلمن5 ، 1960 ) بنابراین بی جهت نیست که حدود یک سوم اختراعات مهم جهان بنام آمریکا ثبت شده است.
هرچند فرض است که خلاقیت به عنوان توانائی ذهنی ابداع و نوآوری از ابتدای زندگی بشر وجود داشته و همواره نیز ارزشمند بوده است لکن توجه به آن در طول تاریخ ، بیشتر به عنوان نتیجه طبیعی عملکرد ذهنی افراد با هوش و مستعد تلقی گردیده و تا یک قرن پیش مطالعه اختصاصی در مورد آن صورت نگرفته بود. اما خوشبختانه امروزه دانشمندان ، متخصصان ، کتابها ، مجلات ، تست ها و… زیادی وجود دارند که اختصاصا به بحث خلاقیت می پردازند . با وجود این ، توجه علمی به بحث خلاقیت عمر چندان طولانی ندارد در واقع تاریخچه مطالعات علمی در مورد خلاقیت و عناصر تشکیل دهنده آن به بیش از یک قرن نمی رسد. موضوع خلاقیت ابتداء مورد توجه دانشمندان علوم اجتماعی و روانشناسی قرار گرفته و برای اولین بار دانشمندی بنام گیلفورد6 درسال 1950 میلادی تحقیقات علمی خود را در مورد ماهیت ، عناصر تشکیل دهنده و کارکرد تفکر خلاق شروع نموده است(طالب زاده ،1375،ص 1و2). با فرض اینکه والدین و مربیان از مهم ترین عوامل حمایت کننده بروز خلاقیت کودکان هستند ضروری خواهد بود که برنامه آگاه سازی خانواده ها ، معلمین و مسئولان آموزشی کشور در این خصوص با اهمیت تلقی گردیده و شناخت شیوه های تقویت بروز خلاقیت کودکان و نوجوانان مد نظر قرار گیرد. پژوهش حاضر هدف شناخت ماهیت خلاقیت ، تاثیر رفتار متقابل والدین و مربیان با دانش آموزان و ارائه پیشنهادهای لازم به آنان را در نظر دارد .
بیان مسئله تحقیق
ویلیام جیمز7( 1911) میگوید”نیروی ابتکار مخترعان بزرگ و کوچک است که بشریت را تکان داده ، دیگران
فقط تقلید می کنند ابتکار یگانه عامل موثر در پیشرفت انسان است نوابغ راه را نشان میدهند و طرحهائی تنظیم میکنندکه عامه مردم می پذیرند و از آنها پیروی میکنند ” (میناکاری، 1368، ص71) . به نظر پستالوژی برترین مقصد تربیت آماده کردن انسان برای استفاده از توانائیهای خدادی است (مویدنیا،1384،ص 163). به عقیده سی تی مورگان و همکارانش ، خلاقیت و نوآوری و توانائی حل مسئله در بالاترین سطح فعالیتهای شناختی انسان قرار دارند و ایجاد توان خلاقیت و حل مسئله در یادگیرندگان از ارزشمندترین غایتهای پرورشی و فرهنگی می باشد زیرا تنها از راه ایجاد این توانائیهاست که می توان افراد را برای مقابله با شرائط سخت و متغییر زندگی و موقعیتهای جدید که مرتبا با آن روبرو می شوند ، آماده کرد . با درک چنین حقیقتی است که کوفی عنان دبیرکل وقت سازمان ملل متحد می گوید ” هیچ چیز باشکوهتر از فراهم آوردن شرایط بهبود زندگی انسانها نیست این مهم میسر نیست مگر با ابتکار. یا بقول اوپنهامیر تنها راه سازگاری موثر در زندگی ، استفاده حداکثر از نیروی آفرینندگی است ( مویدنیا ،ص 33) . بی تردید می توان گفت فرهنگ و تمدن بشری بیش از هر چیز دیگر مدیون فکر و اندیشه انسان به ویژه جنبه خلاقانه آن است . به عبارتی شاید بتوان گفت بدون خلاقیت ، اصولا یا فرهنگ و تمدنی وجود نداشت ویا اینکه ارزشمندی و سودمندی آن هرگز به این گستردگی و جذابیت نبود ، بنابراین امکانات، رفاه و قدرت انسان نیز بسیار محدود می شد . در واقع بسیاری از دست آوردهای جالب توجه زندگی انسان در هرزمان اعم از مادی و معنوی مثل خلق آثارتاریخی ، اختراع ماشین ، ارائه نظریات علمی ، آفرینش آثار ادبی و هنری و… چیزی جز نتیجه فرآیند تفکر خلاقانه نمی باشد. بسیار جالب خواهد بود درصورتیکه ما یک نوع زندگی برای انسان تصور نمائیم که در آن خبری از خلاقیت و نوآوری نباشد طبیعی است در آن صورت دنیای ما بسیار سرد ، ساده ، ساکت ، بدون شور و شاید کم و بیش شبیه دنیای سایر موجودات زنده ( مثل دنیای حیوانات ) می بود، حتی اگر همین مقدارهوش ، توانائی و استعداد انسانی نیز وجود می داشت . بنا براین به قول شکسپیر ” ابتکار انسان را برتر از حیوانات قرار می دهد” ( موید نیا ، 1384، ص 163). به عبارت دیگر می توان گفت اگر زندگی انسان بدون خلاقیت و نوآوری بود بی شک کشتی هستی در دریای متلاطم مسایل ، مشکلات ، نیازها ، محدودیتها و… توان شناوری نمی یافت . بنابراین ، افتخار داشتن قدرت خلاقیت و نتایج فوق العاده شکوهمند و هیجان انگیز آن به عنوان موهبت اللهی اختصاص به نوع بشر داشته و تقریبا سایرموجودات از آن محروم هستند.
بطورکلی پرداختن به موضوع خلاقیت از آن جهت مهم به نظرمیرسد که واقعا سهم بزرگی از جریان پیشرفت های علمی – صنعتی در دنیا ، دست آوردهای تمدن بشری ، آسایش و شکوه زندگی انسان محصول تفکر خلاقانه محسوب می شود ، زیرا بدون ابداع و نوآوری عرصه زندگی برای همه به اندازه کافی سرد و بی تحرک بوده و حیات بشر نیز خیلی بیش از این ساده و همراه با رنج و زحمت همراه می شد . فلذا توجه به چنین امر خطیری ، دقیقا به معنی توجه به سرنوشت زندگی اجتماعی بشر و آینده جوامع است . امروزه اندیشمندان بزرگی چون الوین تافلر(1980) از نتیجه محرومیت اجتماعی خلاقیت که می تواند ناشی از ناکارآمدی نهاد آموزش و پرورش باشد یاد کرده و تصریح می کند این وظیفه مهم وخطیر نهاد آموزش وپرورش است که بتواند تعادلی مطلوب بین ثبات و تغییرات مطلوب در جامعه ایجاد نماید و گرنه دچار ” شوک آینده8 ” خواهیم شد(الوین تافلر9، 1373، ص 500) . طبیعی است جوامع توسعه نیافته و درحال توسعه ، نه تنها سهم قابل توجهی از جریان تولید فکر و آثار عینی خلاقیت بشری ندارند بلکه بیشتر مصرف کننده محصول خلاقیت دیگران هستند البته این ادعا به معنی نفی مطلق وجود خلاقیت درچنین جوامعی نیست بلکه مراد آن است که برآیند کلی موضوع در مجموع دست آورد قابل توجه و جالبی درمقام مقایسه ندارد. بنابراین اتخاذ سیاست ها وتنظیم برنامه های آموزشی مبتنی بر رشد خلاقیت فکری و عملی یادگیرندگان باید از اهم الویت های نظام آموزشی کشورهای مذکور مثل کشور ما باشد.
برخی کودکان به خاطر راهنمائی و تشویق والدین و معلم هایشان ، قدرت خلاقه خود را بسط وتکامل می بخشند و برخی دیگر در حالیکه همان قدرت خلاقه را دارند از این تکامل محروم می مانند (رواندوست ، 1364، ص 45). علمای تعلیم و تربیت به یقین دریافته اند که اثرات منفی آموزش تحمیلی بسته و یکنواخت در مدارس در حدی است که استعدادها و قدرتها را از بین می برد . نقش مدرسه به هیچ وجه این نیست که نوارهای ضبط صوت تولید کند ، بلکه بزرگترین وظیفه آن پرورش و توسعه قدرت تفکر ، خلاقیت و مهارتهای یادگیری در انسان است (خمارلو، 1370، ص 7). بنابراین مهارتهای تفکر خلاق باید به عنوان مهم ترین مهارتهای سازگاری و قابلیت انطباق شناخته شود . چنین مهارتهائی باید برای مواد درسی مدارس ، خانواده ها ، صنعت و سایرموسسات ، اساسی و ضروری تلقی گردد( تورنس ، 1979 ، ص 24). کلیات رئوس برنامه های آموزشی و مفاد درسی در نظام آموزشی کشورمان تقریبا به صورتی تنظیم شده است که عمدتا از قبل همه پاسخ ها و روش ها ی حل مسائل مشخص بوده و نقش معلم و دانش آموز نیز براساس الگوهای معین تدریس وآموزش تعیین شده است بنابراین فرصت بروز خلاقیت برای دانش آموزان و معلمین یا وجود ندارد و یا اعتنای کافی به آن نمی شود . حتی ممکن است در برخی شرائط ، بروز پاسخ ها و عملکردهای خلاقانه دانش آموزان توسط معلمین ، والدین و اولیاء مدارس سرکوب نیز بشود. درنظام آموزشی ما که نهایتا دانش آموزان با نمره عددی مورد ارزیابی قرار گرفته ، آزمون وامتحان اساس ارزیابی پیشرفت تحصیلی محسوب می شود رشد خلاقیت چندان جدی گرفته نمی شود در حالیکه اصولا می بایست آموزش براساس رشد خلاقیت جایگزین آن باشد .
تجاربی که ما در سالهای اولیه در اختیار کودکان خود قرار می دهیم در رشد آتی آنان تاثیرات بسیارحیاتی دارد . هرقدر این تجارب غنی تر باشند کودکان فرصت های بیشتری برای رشد و آمادگی برای درک آن چیزهایی پیدا می کنند که درزمان حال و آینده به آن نیاز دارند ( دافی ، برنادت ، 1380،ص 35) بسیاری از مربیان تعلیم و تربیت خود به خود از طیف گسترده کاربردهای مفید الگوهائیکه تفکر واگرا10 و خلاقیت را ایجاد کنند آگاهی ندارند همانطوریکه گوردون عقیده دارد خلاقیت را می توان با یک سری تمرین های گروهی افزایش داد . نوآوری معمولا با ترس ونگرانی دنبال می شود در وافع والدین می خواهند کودکانشان همان راه آموزشی را بروند که خودشان طی کرده اند بنابراین اغلب مردم در خصوص نوآوری آموزشی محتاط هستند. مردم هرقدر هم از مدارس قدیمی انتقاد نمایند. در عین حال به علت آشنائی آنرا انتخاب می نمایند . نوآوریها در مدارس کاها به عنوان پائین آمدن استانداردها تعبیر می شود( جویس ، ویل و کالهون ، 1384،ص 239و241) . فرض است کودکان ذاتا خلاق به دنیا می آیند و شرط ظهور استعدادهای خلاقانه نیز وجود شرایط مناسب محیطی در خانه ، مدرسه و… است کودکان تخیلات ، ایده ها و افکار خود را با به کار گرفتن روشهای گوناگون و خاص خود تعیین می کنند آنها نقاشی می کنند ، داستان می نویسند ، نقش بازی می کنند ، کاردستی درست می کنند ، خمیربازی می کنند ، چیستان درست می کنند ، موسیقی می نوازند ، مسئله می سازند و… برای همه این کارها ، کودکان نیاز به ایده ها و اطلاعات خاص دارند تا با ترکیب کردن آنها بتوانند قوه ابتکار و نوآوریشان را نمایش دهند . کتاب ، بازیها ، اسباب بازیها ، تجارب غنی محیطی و بسته های آموزشی و… ابزارهای مورد نیاز، برای ظهور خلاقیت کودکان است .
کاربرد تفکر خلاق به حوزه هایی چون علوم وهنر محدود نیست . تفکر خلاق در هر عرصه ای در زندگی مفید است ( برونو ، 1370 ص 82 ) عموم مردم تصور می کنند که خلاقیت عمدتا دربستر هنرها متجلی می شود در حالیکه در تمام زمینه ها ، این امر محقق می شود مثلا در زمینه مهندسی که نتیجه آن اختراع نامیده می شود . خلاقیت چه در علم ، ادبیات ، موسیقی ، نقاشی و یا هر زمینه دیگر در زندگی باشد همواره چون رازی جالب باقی مانده است با وجود این واقعیت ، توجه روانشناسان هر روز به این موضوع افزایش می یابد ( فینک ، وارد و اسمیت ، 1992). بنابراین زمینه بروز خلاقیت می تواند شامل همه مفاد درسی ، تمام عرصه های زندگی ، کلیه رشته های تحصیلی و حتی سنین مختلف نیز بشود هرچند اثرات آن در مورد دانش آموزان ، دانشجویان و سنین پائین با اهمیت تر است . یعنی از روش حل یک مسئله خشک ریاضی گرفته تا نگارش انشاء ، ترسیم نقاشی ، آزمایش فیزیک و شیمی و… عرصه های بروز خلاقیت هستند . به شرطی که نحوه تعامل معلم ، والدین و اولیاء مدرسه نیز سازنده ، مولد و خلاقانه باشد . دلیل ما بر این ادعا نه تنها شرح وحال زندگی و تجارب عملی مشاهیر و مخترعان بزرگ ، بلکه شیوه برخورد های نقض کننده عوامل موثر در آموزش و پرورش خلاقیت کودکان است .
این تحقیق در صدد دستیابی به این هدف است که نگرشها و شیوه های فرزند پروری والدین ، تا چه اندازه در بروز ، رشد و شکوفائی خلاقیت دانش آموزان تاثیر دارد ؟ به عبارت دیگر می خواهیم روشن سازیم که روشهای تربیتی و نظام ارزشهای اجتماعی منجر به ایجاد محیط مناسب رشد خلاقیت و یا مانع بروز آن کدامند؟ تا براساس یافته ها ونتایج تحقیق توصیه های لازم آموزشی و تربیتی را به والدین ، مسئولین آموزشی و مربیان ارائه شود . فرض اساسی ما این است که خلاقیت دانش آموزان ارتباط زیادی با رشد وتوسعه جوامع ، موفقیت تحصیلی ، موفقیت شغلی و ارتقاء سطح رفاه انسانها دارد. از طرف دیگر فرض است که میزان بهره هوشی و زمینه های بروز خلاقیت در میان دانش آموزان و افراد جامعه ما از حد متوسط جهانی کمتر نیست. لکن نحوه برخورد و نگرش والدین و مربیان و حتی مسئولین کشوری با این جنبه از توانائی ذهنی دانش آموزان جامعه بطوریکه در جریان تربیت و آموزش ، نتایج به بروز و تقویت تفکر و عمل خلاقانه منجر گردد زیر سوال است .


پاسخ دهید