گفتار اول: مسایل مربوط به حجاب و عفاف72
گفتار دوم: محرومیتهای ناشی از روابط مشروع جنسی75
الف: مشکلات ازدواج دایم76
ب: نابسامانی ازدواج‌های موقت76
مبحث دوم: عوامل اقتصادی (بزهکاری سازمان یافته)79
گفتارنخست: فقر و ارتباط آن با فحشا80
گفتار دوم: تکنولوژی و بهبود وضع اقتصادی82
الف: جهانگردی جنسی83
ب: تجارت سکس84
بخش دوم: چالشهای حقوق ایران درجرایم و انحرافات جنسی87
فصل اول: عدم جرم انگاری در برخی از جرایم جنسی87
مبحث نخست: عدم جرم انگاری مطلق و بیان مصادیق88
گفتار اول: ارتباط خشونت آمیز در درون خانواده89
گفتار دوم: اجبار کردن اعضای خانواده برای شهوترانی به وسیله منسوبین93
گفتار سوم: زنا برای ازدواج و اخاذی96
مبحث دوم: عدم پیش بینی عنوان خاص و متناسب در قانون100
گفتار نخست: روسپیگری100
گفتار دوم: جرم جنسی عقیم107
گفتار سوم: تعدیات جنسی به اطفال و افراد صغیر109
گفتار چهارم: خیانت به همسر113
مبحث سوم: عدم جرم انگاری برخی انحرافات جنسی115
گفتار نخست: انحرافات زمینه یک جرم جنسی116
الف: ساخت و نگهداری ادوات سکس بدون رابطهای مشروع116
ب: تنوع طلبی و تعدد زوجات117
ج: استمنا118
د: نزدیکی با حیوانات118
ه- چشم چرانی119
گفتار دوم: انحراف جنسی توام با تحقیر و تعرض121
الف: مزاحمت با لمس بدن121
ب: عورت نمایی و خطاب قراردادن دیگران122
فصل دوم: چالش ناشی از عدم پیش بینی واکنش کیفری و اقدامات تامینی مناسب123
مبحث اول: چالش در کشف، تعقیب و تحقیق در جرایم و انحرافات جنسی124
گفتار نخست: مخفی ماندن جرایم و انحرافات جنسی125
الف: ملاحظات اجتماعی و دینی125
ب: ترس بزه دیده ازطرح شکایت126
مبحث دوم: ناکارآمدی ابزارهای قانونی در جرایم و انحرافات جنسی126
گفتار نخست: عدم توجه به مقوله اصلاح و درمان در مجازات‌ها127
گفتار دوم: ناتوانی ناکارآمدی از حیث کمیت مجازاتها128
گفتار سوم: نتیجه‌گیری129
پیشنهادات132

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

منابع و ماخذ135
مقدمه
الف: ضرورت تحقیق
انسان بعنوان موجودی که رسالت جانشینی خداوند در زمین را دارد به مانند سایر موجودات دارای یک سری نیازها و غرایز درونی بوده و همواره بطرق مختلف در تکاپوی تامین نیازهای خود می‌باشد بر همین اساس درجهت نیل به اهداف خود و رفع بهتر نیازها هنجارهایی را همواره پیش روی خود قرار داده و متمسک و ملتزم به آن شده است. نخستین قوانین مدون و مکتوب تا مدرن‌ترین قوانین و در متمدن‌ترین جوامع همه وهمه درراستای سامان بخشیدن به خواسته‌های مادی و معنوی انسانها بوده بنحوی که بدون انحراف از ملاکها و معیارهای موجود بسته به نوع فرهنگ و مبانی قانون رسیدن به سرمنزل مقصود را باعث شود. ریشه‌های حقوق موضوعه جدید ایران را باید در سالهای قبل از 1282 هجری شمسی، یعنی تاریخ اعطای مشروطیت، جستجو کرد. امواج فرهنگ جدید غرب، افکار متفکرین قرن هجدهم فرانسه را به کشور ما رساند و موجب تحریر اولین قانون موضوعه در ایران با نام “کتابچه قانونی کنت” گشت1. مواد 13، 14 و 15 قانون مزبور به منافیات عفت اختصاص داشت که فقط به جرم هتک ناموس اشاره کرده بود.1
وجه مشترک همه قوانین بشری شناخت متخلف با محک تخلف از قانون بوده است لذا قانون بهترین و متداول‌ترین شیوه تشخیص یک رفتار بهنجار یا ناهنجار می‌باشد که البته این تشخیص ارتباط تنگاتنگی با آداب ورسوم قومیتها وفرهنگ و دین هر ملت دارد چه بسا قانون یک قوم رفتاری را بهنجار وهمان رفتار در جوامعی دیگر ناهنجار و مخالف قانون قلمداد گردد اما آنچه بدیهی است ریشه بسیاری ازجرایم و بزهکاری‌ها را می‌بایست در اجتماع جستجو کرد و آسیبهای اجتماعی که نوع بشر را تهدید می‌کند در قالب جوامع بشری و در ارتباطات افراد شکل می‌گیرد و نمود پیدا می‌کند. بر همین اساس مساله بزهکاری بصورت یکی از حادترین مسایل اجتماعی جوامع مختلف درآمده است لذا پیدایش جوامع و ارتکاب جرم از آغاز با یکدیگر همراه بوده اند. دورکیم، پیدایش جرم را امری طبیعی و هنجاری می‌داند که از عملکرد ناشی از قوانین حاکم بر پدیده‌های اجتماعی، تبعیت می‌کند. رویکرد دورکیم به جرم، رویکردی است تبیینی که درصدد توضیح علل وقوع جرم براساس اوضاع و احوال حاکم بر جامعه است و در واقع منشأ بینش‌ها و نگرشهای جزایی و رویکرد آنها به جرایم و ازجمله جرایم جنسی را، سازمان اجتماعی می‌داند و با این وصف، ضرورت و فایده جرم را برای جامعه به رسمیت می‌شناسد. از نظر وی، با وجود طبیعی بودن جرم و جنایت و به دلیل تسلط بنیادهای اجتماعی بر جرم، تا آنجا می‌توان با جرم، مبارزه نمود که جرایم، پیکر اجتماع را تهدید نکند. نظریه دورکیم، یک نسبیت گرایی در حوزه جرم‌شناسی است که با قبول غیرقابل دفع بودن وقوع جرایم، بهره‌برداری صحیح از جرایم را توصیه می‌کند2.
نظریه تعامل‌گرا، عمل مجرمانه را محصول تعامل “وضعیت ماقبل جنایی” و “شخصیت بزهکار” می‌داند که در یک فرآیند و بر اثر عوامل مختلف و اوضاع و احوال خاص، محقق می‌گردد.این بینش، به جرم به عنوان یک عمل ترکیبی می‌نگرد و با توجه به تأثیر عوامل اجتماعی به جرم می‌توان نظریه مزبور را یک نگرش اجتماعی دانست که بیشتر به تبیین شخصیت بزهکار پرداخته است؛ لذا از نتایج این رویکرد، تبیین جرایم جنسی به عنوان پیوند ترکیبی شخصیت مجرم و وضعیتهای ماقبل جنایی است؛ در واقع این رویکرد، جرم را یک فرآیند می‌داند که در طبیعت مجرمان، ریشه گرفته است و به تنهایی، محصول وجدان عمومی یا چگونگی تصور محیط اجتماعی نیست3.
بررسی‌های جرمشناسی نشان می‌دهد هر جرمی معلول علتی است که بر افراد جامعه اثر می‌گذارد و آنها را بسوی ناسازگاری ونا هنجاری سوق می‌دهد. پیامد این سوق دادن ارتکاب بزه است و مرتکب آن را بزهکار می‌نامند. علاوه برآن ریشه بسیاری از بزهکاری‌ها را در تمنیات و خواسته‌های درونی انسان باید جستجو کرد.
غریزه امری فطری و درونی است که از هنگام تولد به همراه انسان است، و موجود را برای رسیدن به تمایلات و ارضای خود به کارهایی وا‌می‌دارد.همچنین غریزه، از عوامل مهمی است که در رنگ دادن به شخصیت، فوق‌العاده مؤثر است؛ وجود غریزه در انسان سبب خواهد شد که هر کس دارای روحیه و رفتاری ویژه و اخلاقی مخصوص به خود باشد و در برابر امور، موضع ویژه‌ای اتخاذ نماید.
غریزه جنسی در میان غریزه‌های دیگر انسان از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است، و قدرت آن در مقایسه با دیگر غرائز نسبتاً زیادتر است؛ تفاوتهای جنسی بین زنان و مردان و ویژ‌گی‌های روحی و روانی افراد در پرتو غریزه جنسی آنان بوجود می‌آید، اگر نیکو تأمل شود در می‌یابیم که غریزه جنسی مقدمه‌ای برای انگیزه مادری است، زن نخست در اثر احساس بلوغ تمنیاتی در خود می‌یابد که براساس آن تن به ازدواج و رابطه همسری می‌دهد که حاصل آن پذیرش همسر و تسلیم در برابر وظیفه مادری است. اهمیت این غریزه تنها منحصر در تفاوتهای فردی نیست، بلکه غریزه در زندگی فردی، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و حتی سیاسی انسان نیز تأثیر فوق‌العاده‌ای دارد، در سایه غریزه جنسی است که خانواده تشکیل یافته گرمی، لطافت و عشق بر خانواده حاکم می‌شود، همچنین غریزه جنسی موجب شور و احساس تحرک در افراد شده، آنان را به کار و فعالیت وادار می‌کند. تداوم و بقای نسل بشری معلول وجود غریزه جنسی است، اِعمال غریزه جنسی تنها راه معقول و موجود برای تولید نسل می‌باشد. با وجود همه اهمیتی که غریزه جنسی دارد، می‌توان آنرا به ‌عنوان مهمترین عامل سقوط آدمی در صورت عدم جهت‌دهی مناسب معرفی کرد، به همین دلیل است که غریزه جنسی از مسائل مهم و بحث‌برانگیز در میان روانشناسان، روانکاوان، مربیان، جامعه‌شناسان، جرمشناسان و دیگر صاحب نظران درباره مسائل انسانی است.
علت بسیاری از آشفتگی‌های روانی، لغزشهای اخلاقی، شکست‌های زندگی زناشویی، ناسازگاری‌ها، ‌بدبختیها، خلافکاریها و حتی جنایات در اثر عدم توجه به امور و مسائل جنسی بوده و یا به نحوی با آن ارتباط دارد.غریزه جنسی همانطور که باعث رشد و حرکت انسانی (در صورت ارضای صحیح و به موقع) می‌شود، توانایی ‌آن را دارد که فرد را به سقوط و انحطاط کشانده و راه رسیدن به هلاکت را برای وی هموار سازد.عدم ارضای صحیح و به موقع این غریزه باعث ایجاد عقده‌ها و انحراف در افراد می‌گردد.
از آنجا که آگاهی به این غریزه مصادف با خلقت انسان است در طول تاریخ عالمان دانشمندان و فلاسفه قسمتی از بنیانهای فکری و اساس نظری خود را به این موضوع اختصاص داده‌اند. توجه به این غریزه انسان درکالبد علمی و تحقیقاتی دارای سابقه تاریخی چندانی نیست در یک مرحله بشر از این غریزه تنها لذت جویی را طلب می‌نمود. تا اوایل قرن بیستم به امیال و تمایلات جنسی و موضوع جنسیت ومسایل مربوط به آن آنطور که از لحاظ روانشناسی در خور اهمیت است توجهی نمی‌شد و اگرچه گهگاه دانشمندان ضمن مطالعات علمی خود به این موضوع اشاراتی می‌کردند ولی سنن و عقاید و افکار خامی که میراث فرهنگ استاتیک و کندپای قرون گذشته بود اجازه نمی‌داد که اسرار ورموز تمایلات و امور و مسایل جنسی افراد بشر با کلید دانش گشوده شود و نقش قاطع و غیرقابل انکار آنها در شخصیت فردی و ارزش اجتماعی بررسی و تبیین گردد تا اینکه سرانجام با تلاشها و مجاهدت پشگامان مکتب روانکاوی زنجیرهای سنتی قرون و اعصار پیشین گسسته شد و پیشرفت دانش روانشناسی قرن بیستم حوزه امیال و تمایلات و مسایل جنسی را نیز فرا گرفت.
دانشمندان دریافتند که درباره یکی ازمسایلی که بیش ازهرعاملی دیگردرتکوین شخصیت فردی موثربوده کمتراز آنچه که تصورشودتحقیق وبررسی شده است.
علیرغم موانعی که سنت گرایان ایجاد می‌کردند و با وجود اشکالات فراوانی که بر سر راه بررسی‌های علمی آنان موجود بود به تلاشهای مجدانه خود ادامه دادند و امور و مسایل جنسی را آنطورکه الزامات علمی ایجاب می‌کند بطورعریان مورد بحث قراردادند، این دانشمندان چنین نتیجه گرفتند که بشر از نخستین روز آغاز زندگی تا واپسین مراحل حیات دستخوش امیال وتمایلات جنسی خویش بوده وهرگاه رشد جنسی افراد بشر از نقطه نظر روانی به اشکالات و موانعی برخورد کند و یا امیال و تمایلات انها کوفته شود به انواع انحرافات خانمانسوز جنسی و جنایات ضد انسانی و بیماریهای روانی گرفتار خواهد شد و این آغاز جرایم جنسی خطرناک وانحرافات جنسی خواهد بود.لذا توجه واهمیت به ریشه بسیاری از جرایم، دانشمندان دیگرعلوم چون جرمشناسان و آسیب‌شناسان اجتماعی را به تامل واداشت تا قسمتی از یافته‌های علمی خود را در جهت ارایه راهکارهایی برای پیشگیری از جرایم، اصلاح و بازپروری مجرمین در کنار سایر ظرفیتها علمی موجود به جرایم جنسی اختصاص دهند و نمود واقعی آن در ورود جرایم جنسی به حوزه جرم واعمال مجازات دراکثرقوانین جزایی کشورها می‌باشد که همواره با یافته‌های جدید والزامات به فراخور زمان دستخوش تنقیح واصلاح می‌گردد وبخش وسیعی از مجازاتها واقدامات تامینی وسیاست جنایی را به خود اختصاص داده است همچنین یکی از موضوعاتی که از دیرباز فکر بشر را به خود مشغول کرده و در ردیف مهم‌ترین مشغله‌های فکری او قرار داشته است، مسئله انحراف جنسی است. انحراف جنسی چیست؟ چرا پدید می‌آید؟ چگونه گسترش می‌یابد؟ چه عواقب و پیامدهایی برای انسان و جامعه انسانی در پی دارد؟ و چگونه می‌توان از پیدایش یا گسترش آن جلوگیری کرد و… اینها پرسش‌ها و دلمشغولی‌های همواره متفکران و اندیشمندان جوامع بوده است. البته تاکنون تلاش‌های فراوانی در این زمینه صورت گرفته است به گونه‌ای که امروزه این موضوع در برخی علوم، مانند حقوق و جامعه شناسی، جرم‌شناسی یا انحراف‌شناسی به عنوان رشته‌ای جداگانه مطرح است و تحقیقات و تئوری‌پردازی‌های جداگانه‌ای درباره آن شکل گرفته است. اما با این همه از آنجا که پدیده انحراف جنسی یک پدیده انسانی است و با واقعیت وجودی انسان پیوند دارد و از سوی دیگر علوم تجربی با در پیش گرفتن روش استقرا وتجربه و تکیه بر نمودهای رفتاری انسان، از شناخت انسان به عنوان یک “کل” ناتوان است، تاکنون نتیجه قطعی در این زمینه به دست نیامده است. ولی حقایق خوبی کشف شده است که می‌تواند در شناخت جامع تر این پدیده کمک کند. یکی از حقایقی که آشکار شده است این است که آموزه‌های دین، تأثیر و نقش مهمی در جلوگیری و محدودسازی انحراف جنسی در جامعه دارد. و از سویی این حقیقت آشکار است که عدم کنترل انحرافات جنسی آثارشوم خود را باجرایم جنسی غالبا خطرناک وبا سبق تصمیم پدیدار می‌کند.لذا توجه به انحرافات جنسی بعنوان مقدمه ای برای ارتکاب اعمال مجرمانه جنسی توجه ویژه ای را می‌طلبد و چه بسا لازم آید به این انحرافات مربوط در زمینه مسایل جنسی با نگاه جرم انگاری در جهت کنترل و پیشگیری نگریسته شود.
الف- ضرورت تحقیق:
اهمیت و ضرورت تحقیق را با این سوال آغاز می‌کنیم که اگر قوانین موجود و رویه‌های معمول در رسیدگی به پرونده‌های مربوط به جرایم جنسی کارآمد می‌باشد پس اشکال کار در کجاست که در جامعه‌ای مثل ایران علیرغم ادعای سیاستی جنایی منسجم وجامع مبتنی بر آموزه‌های دینی و کنترل اجتماعی شدید و نکوهش اخلاقی و مشخصا مجازاتهای بسی سختگیرانه، هر ساله با آمارهای وحشتناکی از ارتکاب جرایم جنسی و در سال‌های اخیر به صورت گروهی ودسته جمعی روبرو هستیم شبیه آنچه در یکی از شهرهای خراسان رضوی ویا یکی از شهرهای استان اصفهان ویا درزندگی برخی از افراد سرشناس رخ می‌دهد و متاسفانه اغلب همراه با جرایم فجیع چون تجاوزات بعنف یا متعاقب آن جرایم دهشت‌آ وری چون قتل و جنایات عمدی می‌باشد.
هر روزه با مطالعه صفحات حوادث مواجه با یک سری از جرایم هستیم که ریشه در انحرافات جنسی و جرایم جنسی دارد وگاها ا وج قساوت وانحراف کنترل نشده این مرتکبین تا حدی است که به القابی چون خفاش شب یا شکارچی شب و… مفتخر گشته‌اند! گره کار در کجاست که علیرغم برخوردهای گاها شدید دستگاه‌های انتظامی وقضایی اهداف سیاست جنایی اسلام محقق نمی‌گردد. و برای افراد جامه شنیدن اخبار اینگونه پدیده‌های مجرمانه عادی ومعمول گردیده است.
این تحقیق باید ضمن بیان چالشها درآنچه ازآن به رویه قضایی یاد می‌شود و نوک پیکان و کانون انتظارات متوجه آن است بازگوکننده این موضوع باشد که تغیرات اجتماعی و تحول در ارتباطات افراد با یکدیگر و رشد تکنولوژی بشری ایجاب می‌کند که قانونگذار خود را از قالب سنتی و ناکارآمد سابق برهاند وتحولی شگرف ونوین درحوزه اینگونه جرایم متناسب با مقتضیات زمان داشته باشد و در این خصوص طرحی نو دراندازد. برهمین اساس لازم است دربرخی از مجازاتها در جهت کارآمد شدن تجدید نظر کرده و برخی از جرایم جنسی نوظهور و بسیاری از انحرافات جنسی خطرناک را ضمن پایبندی به اصول و حقوق انسانی جرم انگاری نماید.
ب: اهداف و روش تحقیق
در این تحقیق بطور مشخص اهدافی مدنظر بوده که مهم‌ترین آنها عبارتند از:
1- تعریف و تبیین مفهوم جرم جنسی وانحراف جنسی با لحاظ ارتباطی که بین آن دو وجود دارد
2- توجه به مقوله پیشگیری درجرایم جنسی بارویکرد به رویه قضایی و بررسی انحرافات جنسی بعنوان مقدمه جرم جنسی
3- بیان چالشهای قضایی درتطبیق منطوق قانون با رویه عملی محاکم قضایی و بیان موانع و مشکلات در اعمال مجازات
4- بررسی کیفیت وکمیت مجازاتها در کنترل جرایم جنسی و لزوم جرم انگاری مقنن در مورد برخی از انحرافات جنسی
5- بیان مصادیق جرایم جنسی در قوانین موضوعه وپراکنده موجود و لزوم سامان دهی در این خصوص و توجه به برخی جرایم جنسی مکتوم مانده از منظر قانونگذار
6- ارایه راهکارهایی برای بهبود وضع موجود و رویه ای قضایی واحد در کنترل و پیشگیری از جرایم جنسی از طریق ظرفیتهای قانونی و توجه به اصلاح و بازنگری قوانین و مجازاتها مطابق مقتضیات زمان و تغییر قالب جرایم در این حوزه
7- ارایه برخی از نمونه آراء صادره از محاکم قضایی وتجزیه وتحلیل آنها همراه با آشنایی با قوانین مربوط
دراین مقال روش تحقیق از لحاظ نظری براساس مطالعات کتابخانه‌ای واستفاده از منابع وکتب علوم انسانی درزمینه روانشناسی وجرمشناسی و بهره‌گیری از مقالات مطرح در این خصوص بوده که در همین راستا از آراء محاکم قضایی مجلات حقوقی دادگستری. آراء وحدت رویه دیوانعالی کشور پایان‌نامه‌های مرتبط و تقریرات درس اساتید حقوق نیزاستفاده شده است
ج: سوالات تحقیق
هرچند برخی از سوالات تحقیق در خلال مطالب پیش گفته مطرح گردید اما بطور برجسته این سوالات مطرح می‌گردد که:
1- آیا در مورد جرایم وانحرافات جنسی سیستم قضایی با چالشی مواجه است یا خیر؟
2- آیا مقنن همه جرایم جنسی را بنحو شایسته‌ای جرم انگاری نموده است یا خیر؟
3- تا چه اندازه به انحرافات جنسی بعنوان سرآغاز یک پدیده مجرمانه جنسی در آینده توجه شده است؟
4- آیا لازم است که برخی از انحرافات از قالب یک نوع بیماری روانی وارد به حوزه جرم‌انگاری مقنن گردد و سیاست جنایی مبتنی بر مجازات و اصلاح و درمان برای آن ترسیم گردد؟
5- سیاست کیفری ایران تا چه اندازه در مورد کنترل جرایم جنسی موفق بوده و آیا توانسته است همه جرایم جنسی را کنترل نماید؟

د: فرضیه‌ها
1- باتوجه به گسترش روزافزون جرایم وانحرافات جنسی و همچنین تغییر ظواهر و روشهای جدید اینگونه جرایم بدیهی است با وجود قوانین سنتی و ناکارآمد سابق بلحاظ قانونی و رویه قضایی چالشهایی در جهت کنترل جرایم جنسی وجود دارد.
2- بسیاری از جرایم نوظهور که زاییده تکنولوژی بشری بوده و در حوزه جرایم و انحرافات جنسی قرار می‌گیرند از دید قانونگذار مکتوم مانده است.
3- درحقوق کیفری ایران به انحرافات جنسی بعنوان زمینه‌های ارتکاب جرایم جنسی توجهی نشده و در محدوه یک نوع بیماری روانی محصور گردیده است.
4- از آنجا که هر جرم جنسی نه تنها بمعنای عام مصادف با نوعی انحراف و کجروی است بلکه به معنای خاص پدیده و ناشی از یک انحراف جنسی است برهمین مبنا لازم است برخی از انحرافات جنسی خطرناک جرم‌انگاری گردد. و در جهت پیشگیری از جرایم جنسی با سبق تصمیم مورد توجه قرار گیرد.
5- نظام کیفری ایران فی‌الواقع بلحاظ ساختار کیفری نا کارآمد،از کنترل جرایم جنسی عاجز مانده است.
ه: سازماندهی تحقیق
این تحقیق در دو بخش تنظیم و هر بخش به فراخور دارای چند فصل و هر فصل مشتمل بر چند مبحث وگفتار می‌باشد در بخش نخست کلیاتی از جرایم و انحرافات جنسی مطرح وسپس به تعریف جرایم و انحرافات جنسی پرداخته شده و مصادیقی برجسته از جرایم و انحرافات جنسی که دارای جایگاه بحث و اعلام نظراست عنوان گردیده است وعلل ارتکاب جرایم وانحرافات جنسی در حد جایگاه مورد بررسی قرار گرفته است چرا که نگارنده لازم دیده است با عنایت به اینکه بلحاظ وجود صورتهای مختلفی از جرایم جنسی و تفاوت در برداشتهای افراد و تداخل مرزهای برخی از جرایم با جرایم دیگر و خلط معنای انحراف صرف با جرم بدوا ضمن تعریف مقوله‌های مورد بحث و بیان مصادیق، این مرزها را بنحو شایسته‌ای تبیین و روشن و خوانندگان مطالب را با شمه ای از مصادیق جرایم وانحرافات جنسی آشنا نماید و سپس در بخش دوم چالشهای حقوق ایران در جرایم و انحرافات جنسی را به بحث گذارد که عمده مسایل در این بخش مطرح می‌گردد که این چالشها ازلحاظ عدم جرم‌انگاری برخی جرایم جنسی و انحرافات جنسی و همچنین عدم پیش‌بینی واکنش کیفری مناسب مورد بررسی قرار می‌گیرد که نمونه‌ای از آراء کیفری در این خصوص در این بخش همراه با تجزیه و تحلیل آورده می‌شود و نهایتا نتیجه‌گیری از مباحث و ارایه راهکارهایی در رویه قضایی و قابل توجه مراجع قانونگذاری این بخش به پایان خواهد رسید.

بخش نخست
کلیات، تعاریف و آشنایی با مصادیق جرایم و انحرافات جنسی

یکی از بزرگترین مشکلات بررسی رفتار جنایی این است که هرگونه کوشش برای درک آن نیازمند شناخت گستره و وسیعی از شاخه‌های علمی است وبدون توجه به تمام جوانب موضوع وجایگاه آن در علوم مختلف وارتباط واژگان هر موضوع با مصادیق مشابه نمی‌توان به شناخت کاملی از آن مطلب دست یافت لذا در بدو امر لازم است تا تعاریف هر مورد را دریابیم وسپس به بررسی ویژگی‌های آن در هر مقام بپردازیم بر همین مبنا این بخش به تعاریف وآشنایی با مصادیق جرایم وانحرافات جنسی وبررسی هر مورد به تفکیک اختصاص یافته است.
فصل اول: تعریف جرم و انحراف جنسی
در این فصل سعی شده قبل از ورود به مباحث اصلی ابتدا واژگان مرتبط که در مباحث آینده مورد استفاده قرار می‌گیرد تعریف و جایگاه آن در علوم مختلف و در نهایت ارتباط واژگان اصلی شرح داده می‌شود.
مبحث نخست: واژه شناسی
این مبحث شامل تعریف واژگان اصلی می‌باشد که درتحقیق بکاررفته است.
گفتار نخست: تعریف جرم
شاید تعریفی که قانون مجازات اسلامی از جرم ارایه کرده است در حوزه‌ای که همان قانون مورد استناد قرار می‌گیرد کامل‌ترین تعریف باشد، از منظر قانون ((هرفعل یا ترک فعلی که در قانون برای آن مجازات تعیین شده باشد جرم محسوب می‌شود))4
براساس این تعریف قانونی از جرم که ملاک، تعیین یا عدم تعیین مجازات می‌باشد بسیاری از رفتارها و کجرویهای اجتماعی که غالبا درتضادبا عرف قراردارد از دایره شمول تلقی جرم خارج و احتمالا تحت عنوان رفتارهای ضد اجتماعی و انحراف دسته‌بندی می‌گردند.
مذهبیون در تعریف جرم از عقاید دینی الهام می‌گیرند و آن را تضییع و تجاوز به حق‌الله و حق‌الناس می‌دانند و لذا جرم در شرع شامل مسائلی است که دارای مفاسد اجتماعی و مفاسد شخصی است در حالیکه مسائل اخیر همیشه عرفا قابل مجازات نیست. ارزش‌هایی که در حقوق اسلام مورد احترام است جان و مال، عقل و شرف و دین افراد است که تجاوز به هریک از این ارزش‌ها مستوجب ضمانت اجراهای دنیوی و اخروی است5.
براساس این تعریف باید گفت چناچه شخصی از چراغ قرمز عبور کند چون تجاوز به حقوق دیگران نموده مرتکب جرم شده در حالیکه بلحاظ حقوقی و قضایی چون در قانون، مجازات برای آن تعیین نشده است نمی‌تواند مصداق جرم باشد.
فارغ از بررسی حقوقی وقضایی مفهوم جرم مربوط به شرایط قانونی پدیده مجرمانه بوده و بیشتر اوضاع واحوال فردی و اجتماعی قبل از ارتکاب جرم و عامل یا عوامل واقعی ارتکاب جرم را مورد توجه قرار می‌دهد جرمشناس براساس مشاهدات و تجربیات علمی به دنبال تعیین رفتارهای ضداجتماعی هستند تا از این طریق بهتر بتواند حمایت جامعه را امکان‌پذیر سازند6.
درحقوق خارجی جرم به معنی وسیع کلمه عبارت است از فعل یا ترک فعل فردی است که به جهت لطمه‌ای که به نظم اجتماعی وارد می‌کند مرتکب توسط جامعه به کیفر می‌رسد7.
به هرصورت پدیده جزایی یا جرم مبتنی بررفتاری است که از طرفی مخالف نظم اجتماعی و از طرفی دیگر باید این رفتار در قانون جزا پیش‌بینی و مستوجب کیفر قانونی باشد بنابراین تا وقتی رفتار غیرعادی و زیان‌آور شخص به اجتماع با متون قانونی منطبق نباشد مرتکب قابل تعقیب نیست.
گفتار دوم: تعریف انحراف
سابقا مطالبی پیرامون جرم مطرح گردید دراین گفتار مطالبی راجع به انحراف بیان می‌شود تا آشنایی اجمالی با مقوله انحراف به دست آید.
اگر به دنیای اطراف خود نگاه کنیم متوجه خواهیم شد همان قدر که مردم از هنجارها پیروی می‌کنند، تخطی و سرپیچی از قوانین اجتماعی نیز مشاهده می‌شود برای مثال کسانی دزدی می‌کنند، بر سر دیگران کلاه می‌گذارند، تقلب می‌کنند، لباسهای عجیب وغریب می‌پوشند، آرایشهای غیرعادی انجام می‌دهند با لهجه‌های غیرمتعارف سخن می‌گویند، موادمخدر مصرف می‌کنند، به استعمال مشروبات الکلی می‌پردازند قماربازی می‌کنند، به ادیان و فرقه‌های دیگر متمایل می‌شوند، ناراحتی‌های روانی پیدا می‌کنند و مواردی از این قبیل. بنابراین تصور کامل از جامعه، باید شامل هنجارشکنی‌ها و هم نمایشگر هم نوایی‌ها8 باشد.
هرجا قوانینی برای رفتارمناسب و صحیح اجتماعی وضع شده باشد بصورت غیرمستقیم به (کج رفتاری9) و (انحراف) نیز اشاره شده است تعریف و تبیین رفتار مقبول10 بطورخودکار طبقه دیگری از وقایع یعنی رفتار غیرمقبول را به ذهن متبادر می‌سازد11. به این ترتیب انحراف مجموعه رفتارهایی است که با هنجارهای اجتماعی درعین اعتبار و اجرا مطابقت ندارد و در گروه اجتماعی موجب بروز واکنش‌های متنوعی می‌گردند که نظارت اجتماعی نامیده می‌شود.
از یک نظر انحراف را به دو دسته تقسیم کرده‌اند در حالت انحراف نخستین شخصی گهگاه به اعمال انحراف‌آمیز دست می‌زند ولی از نظر اجتماعی شخص قابل قبولی است چنین افرادی نمی‌گذارند که الگوهای انحراف‌آمیز برهمه جنبه‌های زندگی اشان چیرگی یابد وخود را منحرف نمی‌انگارند و بقیه افراد جامعه نیز هنوز برای آنها احترام قائلند اما در حالت انحراف دومین شخص به عنوان منحرف مشهور می‌شود و جامعه چنین فردی را غیرقابل قبول و ناخوشایند می‌انگارد و خود فرد نیز خودش را منحرف تشخیص می‌دهد و به منحرف‌های شناخته شده دیگر می‌پیوندد12.
یکی دیگر از دانشمندان انحراف را اینگونه تبیین نموده که انحراف، ما را به مفهوم هنجار ارجاع می‌دهد براساس این نظر هر نوع ناهنجاری تعبیر به انحراف می‌گردد. ماهیت انحراف بسیار پیچیده و مشکل است که به دلایلی چون گستردگی ماهیت و حدود و ثغور جلوه کنش انحرافی و عوامل وضعیتی مرتبط با آن است اولین عامل در پیچیدگی آن، تعریف انحراف برحسب نسبیت هنجارهای اجتماعی است دومین عامل، هنجارها قاعدتاً ملاک کنش هستند و نه مبین شیوه انجام صحیح آ‌ن‌ها، به دیگر سخن انحراف امری مستمر بوده و قطعی و کامل نیست و برخی انحرافات از هنجارها در بخشی از زمانهای خاص مورد نظر است سومین عامل؛ عدم انطباق کامل مرزهای نظارت غیررسمی و رسمی بر رعایت هنجارها. در این چشم‌انداز مردم به‌د لیل زندگی جمعی و نه برخورد مستمر با نهادهای قانونی است که حدود هنجارها را میشناسند. سایر عواملی که باعث پیچیدگی فهم و تبیین انحراف است، شامل: وجود انحرافات ناخواسته برحسب رابطه انگیزشها با رفتار، وجود رابطه میان ادراک انحراف با انحرافات آشکار و پنهان و… میباشد. بر این اساس واژه انحراف در لغت به‌معنای عملی که به دور از هنجارها میباشد، است. انحراف ازجمله مسائلی است که در حوزه آسیب شناسی اجتماعی بدان پرداخته میشود. انحراف صفت منسوب به برخی رفتارها یا اشخاص، نظیر بزهکاری یا بیماران روانی است. این موضوع از آرا متقدم آسیب‌شناسی اجتماعی اخذ شده است. جامعهشناسان، انحراف را نه‌مانند صفتی رفتاری یا نوعی شخصیت، بلکه به‌ منزله ویژگی برخی وضعیتهای اجتماعی یا کارکردهای ساختی نظام اجتماعی در نظر میگیرند13.
مجموعه صاحبنظرانی را که تعریفی از کجرفتاری (انحراف) ارائه دادهاند میتوان به دو گروه بزرگ تقسیم کرد:
1- گروهی که کج‌رفتاری را پدیدهای واقعی و دارای صفتی میدانند که از رفتارهای بهنجار قابل تشخیص و تفکیک است. (نتلر، 1984 و هرشی، 1973).
2- دسته دوم آنانکه مدعیاند کجرفتاری لزوماً واقعی نیست و برخی افراد به اشتباه یا از روی غرض برچسب می‌خورند. از سوی دیگر صرف ارتکاب نوعی خاص از رفتار چنانچه عدهای متوجه نشوند یا قدرت انگزنی نداشته باشند باعث میشود لزوماً فرد کج‌رفتار تلقی نشود. بنابراین از نظر این گروه اساساً این انگ است که کسی را کجرفتار میکند و نه نفس رفتار. (ارمن و لاندمن، 1996؛ سیمون، 1996؛ بکر، 1973 و اریکسون، 1962)14.
به صورت عام از نظر جامعهشناسان انحراف را میتوان ناهمنوایی با مجموعه هنجارهای معینی تعریف کرد که شمار زیادی از افراد یک اجتماع یا جامعه پذیرفته‌اند. تخطی از هنجارها، طیف وسیعی دارد چنان‌ که در سطح کلان جامعه با اتلاف و قصور و بینظمی و لااُبالیگری تداعی میشود و در سطح میانه جامعه به نظامیگری و ناامنی و بیتخصصی و ناآگاهی تعبیر میگردد و در سطح خرد جامعه سر از بیماری و بزه و جرم و گناه در میآورد15.
سابقه بررسی رفتارهای کجروانه با تاریخ تفکر اجتماعی عجین است دورههای آغازین تحلیل کجروی در تمدن مغرب ‌زمین شاهد مباحثی نظری و متکی بر مواضعی فلسفی یا مذهبی است. بررسی این نظرات نشان میدهد که اندیشمندان آن دورهها، به اثرپذیری کجروی از علل گوناگون و ابعاد متفاوت این اثرپذیری توجه داشتند. نخستین گونه‌های این سخنان را میتوان در “دوران یونان باستان” دید. برای نمونه، افلاطون و ارسطو در همان حال که وقوع جرم را به عواطف و انگیزههایی درونی نسبت میدهند، از امکان تأثیرگذار بودن “تشکیلات اجتماعی و اقتصادی” سخن میگویند و “فقر” را “یکی از شرایط مساعدِ” شکلگیری و گسترش جرم قلمداد میکنند16.
کجروی همانند سایر پدیدههای اجتماعی دارای کارکردهای منفی و مثبت می‌باشدبااین توصیف که شکسته شدن هنجارهای مهم اجتماعی در سطح گسترده، زندگی اجتماعی را غیرقابل پیشبینی کرده و عامل ایجاد تضاد و کشمکش میان دو گروه همنوایان و کجرفتاران میشود که حاصل همه اینها از بعد منفی:
1. ایجاد اختلال در نظم اجتماعی خواهد بود.
2. اگر بدون مجازات بماند، تمایل به همنوایی را در مردم از بین می‌برد.
3. مخدوش کردن حس اعتماد و اطمینان عمومی باعث می‌شود.
4. صرف هزینههای هنگفت برای فعالیتهای کنترل اجتماعی لازم است.
از نظربرخی دانشمندان انحراف می‌تواند تاثیرات مثبتی نیز داشته باشداین بحث اولین ‌بار توسط امیل دورکیم مطرح شد. از نظر وی کجروی برخلاف آنچه مردم خیال میکنند، ماهیت رفتار نیست بلکه منوط به چگونگی تعبیر و تفسیر دیگران از آن رفتار است، وی معتقد است که کجروی برای بهبود و اصلاح اجتماعی مفید است. کارکردهای انحراف و کجروی عبارت‌اند از:
1. کمک به تصریح و روشن شدن هنجارها و تعیین حدود تحمل و مدارای اجتماعی17 است. شاید بتوان گفت اگر کجروان نبودند همنوایان نیز به ذهن متبادر نمیشدند.
2. حفظ و تقویت ارزشها و همبستگی و یگانگی جامعه.
3. عمل کردن به‌عنوان سوپاپ بخار برای کاهش فشار نارضایتیهای اجتماعی بدین صورت که کجرفتاری از تراکم زیاد از حد ناخشنودیهای اجتماعی کاسته، فشارهایی را که بر گروه نظم جامعه وارد میآید خنثی کرده، یا دست‌کم کاهش خواهد داد.
4. به صدا در آوردن سوت خطر بروز نقص در سازمان اجتماعی. در شرایط خاص، هنجارها به طریق گریز نهادی18 یعنی کج رفتاریهای منظم و در سطح وسیع توسط تعداد زیاد یا اکثریت مردم شکسته میشوند. برای مثال بروز گریز نهادی (طفره عمومی) در مقابل قوانینی که در غرب تفریحات روزهای یکشنبه را تعطیل میکرد بیانگر این است که چنین بیهنجاریهایی قابلیت اجرایی ندارند.
5. کجروی معمولاً به‌عنوان یک منبع تغییرات اجتماعی قلمداد میشود. آنچه امروز کجرفتاری است ممکن است فردا همنوایی باشد. هر شخص یا گروهی که تصمیم به تغییر هنجارهای موجود در یک جامعه بگیرد، به همراه آن باید خطر بدنامی و رسوایی19 را به‌ دلیل این کجروی بپذیرد20.
خلاصه اینکه کج‌رفتاری و انحراف ماهیتاً بد یا خوب نیست و با توجه به شرایط میتواند از نظر اجتماعی مفید یا مضر باشد.
به عقیده نگارنده انحراف در یک تعریف جامع و مانع می‌تواند مشتمل بر یک سری رفتارها. کنش‌های خلاف هنجارها واصول مورد قبول همگان با نمودبیرونی یا درونی باشد بنحوی که یک فرد منحرف را از سایر افراد جامعه با بروز آن رفتار یا کشف آن حالت در وی توسط دیگران متمایز سازد بدیهی است وقتی از انحراف بحث می‌شود دایره وسیعی از کج‌روی‌های اجتماعی که جرم نیز اخص از آن است در بر می‌گیرد و بسته به نوع کج‌روی و انحراف دارای تقسیم بندی‌هایی می‌گردد که ما در این مقال مشخصا در حوزه انحرافات جنسی بحث می‌کنیم.
مبحث دوم: تعریف جرایم و انحرافات جنسی


پاسخ دهید